حکایت گربه و زال سعدی

حکایت گربه و زال سعدی حکایتی است از باب قناعت کتاب بوستان سعدی. می توانید برای کودکان و نوجوان که به این گونه حکایات علاقه دارند بخوانید و آنها را با ادب و زبان فارسی آشنا کنید. سایر شعر ها و قصه های مناسب برای کودکان را از قسمت شعر و قصه کودکانه بخوانید.

 

حکایت گربه و زال سعدی

 

یکی گربه در خانهٔ زال بود
که برگشته ایام و بدحال بود

دوان شد به مهمان سرای امیر
غلامان سلطان زدندش به تیر

چکان خونش از استخوان، می‌دوید
همی گفت و از هول جان می‌دوید

اگر جستم از دست این تیر زن
من و موش و ویرانهٔ پیرزن

نیرزد عسل، جان من، زخم نیش
قناعت نکوتر به دوشاب خویش
خداوند از آن بنده خرسند نیست
که راضی به قسم خداوند نیست

حکایت گربه و زال، سعدی

برچسب ها

مطالب

اینستاگرام ما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *